سروده‌ قاسم صرافان در وصف علی ابن موسی‌الرضا(ع): «با تو شد مشهد، قبله هفتم»

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، هنر متعالی همواره در طول تاریخ رسانه‌ای برای انتقال مفاهیم و اندیشه‌های ناب معرفتی است و در میان تمام هنرها، شعر در جامعه ایرانی همواره بزگترین رسالت را در این زمینه بر دوش داشته است. گواه آن هم می‌تواند ابیاتی باشد که واقعه‌ای را در دل تاریخ زنده نگاه می‌دارند و با ترسیم حقیقت، جبهه‌ حق و باطل را مشخص می‌کنند. شاعرانی که اینگونه شعر را باور کرده‌اند، همواره می‌کوشند از قریحه‌ خود در حساس‌ترین مواقع به بهترین نحو بهره ببرند و آثاری خلق کنند که بجا و تأثیرگذار باشد. نمونه‌ای از این دست از شاعران در خیل کاروان شعر و ادب این سرزمین کم نبوده و نیستند؛ شاعرانی که صداقت و حقیقت را به ثمن بخس معاوضه نکردند. 

پس از انقلاب اسلامی نیز کم نبودند شاعرانی که با چنین هدفی در میدان حاضر شدند و با هنرشان از دین و میهن خود دفاع کردند. در خیل شاعران انقلاب اسلامی، بخش قابل توجهی از روشنگری بر عهده شاعران آیینی بوده که با الهام از مکتب حسینی، در راه احیای دین گام برداشته‌اند.

قاسم صرافان از جمله شاعران آیینی است که تاکنون از او مجموعه‌هایی چون «سرنوشت»، «حیدرانه»، «مولای گندمگون»، «خط» ، «از آهو تا کبوتر»، «هـ دو چشم» و «اتفاق» منتشر شده است. سروده‌ای که در ادامه منتشر می‌شود، نمونه‌ای است از اشعار آیینی او. صرافان در این سروده با نگاهی متفاوت به ارادت مردم ایران به امام رضا(ع) و زیارت آستان مبارک ایشان پرداخته است. این شعر همزمان با آغاز دهه کرامت بازنشر می‌شود:

از جنوب گرم، تا شمال سبز
رو به تو دلها، راهین ای ماه!
از طلوع شرق، تا غروب غرب
می کِشی ما رو، رو به این درگاه

می‌رسن از راه، جمعی از بوشهر
با چه امیدی با چه احساسی
از دل دریا، رو به آغوشت
می‌رسه مردِ بندرعباسی

قلب کرمانشاه می‌زنه اینجا
از دل ایلام، عاشق آوُردی
کنج ایوونت، دلنشین میشن
درد دل‌ها با لهجه کُردی

این یکی از ری، اون یکی تهران
این یکی از یزد، اون یکی کرمان
اردبیل و رشت، ساری و گرگان
داره می‌گرده، دور تو ایران

***

داره می‌گرده دور تو ایران
یا رضا می‌گیم از دل و از جان
مردمو با هم، همزبون کردی
دل‌ها رو با هم، مهربون کردی

***

بی قرارِ صحنت، اراکی‌ها
ای قرارِ این بی قراری‌ها!
خاطره دارن با کبوترهات
شهرکردی ها، بختیاری‌ها

عاشقت آذربایجانی‌ها
زاهدانی‌ها، اصفهانی‌ها
صحن تو صحنِ مهربانی‌ها
همدلی‌ها و همزبانی‌ها

قلب سمنانی، شوق اهوازی
شور خرمشهر، جان آبادان
شعر شیراز و قلب قزوینی
سوز دشتستان، روح تنگستان

هشتمین نوری، توو دل مردم
با تو شد مشهد، قبله هفتم!
با تو یک زائر آشناتر بود
چون که این زائر، میرسه از قم

***

 

داره می‌گرده دور تو ایران
یا رضا می‌گیم از دل و از جان
مردمو با هم، همزبون کردی
دل‌ها رو با هم، مهربون کردی

انتهای پیام/