مبانی فکری جنبش‌ها و انقلاب‌های معاصر(1)|مولفه‌های اصلی الهیات رهایی بخش و آنچه بر سر کوبا آورد

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، در اواسط قرن بیستم میلادی,اعضای ناامید روحانیت و طبقات ستم دیده و مظلوم آمریکای لاتین متحد گشتند تا باری دیگر نقش کلیسای کاتولیک را در جامعه بازگو کنند و دین را به دنبال عدالت اجتماعی بازگردانند. دستاورد الهیات رهایی بخش، جدا شدن کلیسا از مفهوم نخبه‌گرایی و بازگشت هدایت آن بدست مردم بود. متکلمان آزادسازی باری دیگر با درگیر ساختن فقرا با نابرابری‌های اجتماعی و ارائه مسیحیت به عنوان ابزاری برای وارستگی و بنا ساختن جامعه کامل‌تر نه تنها رابطه دولت و کلیسا بلکه پیوند میان مردم و کلیسا را التیام بخشیدند. این جنبش با هدایت کشیش مبتکر پرو, گوستاوو گوتیرز(1928-) که روح نوینی در ستم دیدگان پرو و آمریکای لاتین دمید و زندگی دوباره‌ای به آن‌ها بخشید آغاز شد. اگر چه در نهایت مخالفت‌های واتیکان به دلیل تمایلات رادیکال وی به سرانجام نرسید,گوتیرز بار دیگر توانست کلیسا را مکلف به کمک رسانی به ستم دیدگان کند و اجازه مشارکت فقرا را برای تعیین سرنوشت کلیسا بستاند.[1]

ظهور الهیات رهایی بخش در آمریکای لاتین

در طول قران نوزدهم میلادی,کلیسا خود را با طبقات بالای جامعه تراز می‌کرد و تنها به حداقل ساختن نارضایتی فقرا پرداخته بود. جنبش‌های بزرگ آمریکای لاتین که با سرنگونی امپراتوری ایبری بشارت و مژده آزادی می‌دادند در انتها تنها به نفع یک بخش از نخبگان سیاسی جامعه بود یعنی طبقه کریاویو( مستعمرات اسپانیا، “اسپانیایی کریاویو” به کسی گفته می‌شد که هردو پدر و مادر او اسپانیایی (زادهٔ شبه جزیرهٔ اسپانیا) و او در خاک مستعمرات به دنیا آمده بود.)[2]

اساسا,طبقه کریاویو با تشدید شکاف‌های موجود اجتماعی و اقتصادی که در شبه جزیره باقی مانده بود هیچگونه فعالیتی برای کاهش مبارزات طبقه پایین انجام ندادند.کلیسا با همراهی قیام‌های ناسیونالیستی تمایل داشت تا خود را با طبقات حاکمه و ثروتمند هم تراز کند. به عبارتی دیگر، کلیسا به طور طبیعی تمایل در برابر پنداشتن خود و هماهانگ ساختن با طبقات حاکمه داشت.کلیسای کاتولیک به جای بازتاب وضعیت اسفناک اقتصادی و سیاسی مردم, به عنوان الگوی ممتاز قدرت عمل می‌کرد. تا اوایل قرن بیستم علی رغم تقویت مداوم ساختار اجتماعی وضع موجود,کلیسا شروع به بازگشتن به سمت سنت‌های پیشین خود کرد.

کلیسا از طریق تشویق ساده خیرات فردی به تصدیق عدالت توزیعی و اجتماعی پرداخت. با الهام گرفتن از “Rerum Novarum”(معنی مستقیم آن از لاتین  “چیزهای جدید است” که به حقوق و وظایف سرمایه‌داران و کارگران می‌پردازد. این متن دایرة المعارفی است که در 15 مه 1891 توسط  پاپ لئو سیزدهم همراه با ضمیمه نامه‌ای سرگشاده به دوست‌داران مذهب کاتولیک,اسقف‌های عظم و غیره منتشر گشت) در سال 1891 مفهوم “گزینه‌ای برای فقرا” یا توجه بیشتر به طبقات فرودست برجسته‌تر شد.[3]

در طی این مدت زمان ایالات متحده آمریکای لاتین(Latin American states) با افزایش تلاش‌ها برای ایجاد یک سیستم اقتصادی مستقل‌تر از طریق ملی کردن برنامه‌هایی همانند تعویض سیستم وارداتی, شهرنشینی و صنعتی شدن روبه رشد را تجربه کرد. این تغییرات سریع اقتصادی منجر به افزایش فشارها برای اصلاحات سیاسی و اقتصادی شد. این تکاپوها و بحران‌های بر‌آمده از اصلاحات، کلیسا را منجر ساخت تا برای حفظ جایگاه خود با ارزیابی موقعیت موجود عقب نشینی کند. چندی بعد با بررسی ایدئولوژی دینیِ در حال تغییر کلیسا مجموعه‌ای جنبش‌ها با رهبری هولگوین از آرکیپا و فارفون از کوسکو صورت گرفت که به بررسی هرچه ژرف‌تر شکاف میان کلیسا و مردم پرداخت. این سازمان اولیه با پیوند برقرار کردن میان فعالان اجتماعی و چپ‌گراها که بعد دست به بسط الهیات رهایی بخش زدند به این جنبش‌ها کمک بسازایی کرد.

جنبش اقدام کاتولیک به تغییر نقش دین در جامعه کمک کرد و کلیسا را با اقدامات سیاسی پیوند داد. این تغییرات حاکی از تمایل روز افزون برای شکست بیعت کلیسا و مردم بود. کلیسا پس از مدتی شروع به تشخیص نقش مهم و اساسی خود در جهان مظلومان کرد. در میان شرکت کنندگان در جنبش الهیات رهایی بخش آمریکای لاتین همانطور که در گذشته اشاره شد گوستاو گوتیرز, پرآوازه‌ترین چهره و بنیان‌گذار و منتشر کننده کلام الهیات رهایی بخش بود.[4]

گوتیرز یکی از کشیشان و متکلمان پرو بود که در سال 1959 به این مقام نایل شد.[1] وی در خانواده‌ای سطح پایینی چشم به جهان گشود و تحت تاثیر موانعی که در زندگی شخصی با آن‌ها برخورد کرد تصمیم گرفت تا باری دیگر کلام خداوند را به عنوان ابزاری برای آزادی به گوش جهانیان برساند.گوتیرز موفق شد در هنگام تحصیل  در دانشگاه سن مارکوس موفقیت‌های فراوانی کسب کند و به همین سبب فرصت ادامه تحصیل در لووین بلژیک و لیون فرانسه برایش فراهم شد, این پدیده موجب شد تا وی در معرض قوانین الهیات سنتی اروپا قرار بگیرد.[1]

دیدار پاپ با گوستاو گوتیرز، تئوریسین الهیات رهایی بخش

این تجربه تحصیل در خارج از کشور مهارت‌های معنوی ارزشمند و درک الهیات به بهترین صورت را برای گوتیرز به ارمغان آورد. بعدها چنین دانش رسمی از ساختار و آموزه‌های کاتولیک امکان سازماندهی موثر و تغییر چشمگیر را فراهم ساخت.[1] پس از بازگشت گوتیرز از اروپا, وی دریافت که نظریه‌ها و آموخته‌های خود را می‌تواند در راه ریشه کن کردن فقر و فساد موجود در آمریکای لاتین استفاده کند[4]  متونی که وی مطالعه کرده بود ژرفای فاجعه و مسیر نجات را پدیدار می‌ساخت.گوتیرز احساس کرد که کلیسا موظف است این عدم کیفیت‌های ساختاری را تشخیص دهد و به فقرای آمریکای لاتین کمک رسانی کند. وی با آرزوی پرداختن به این بی‌عدالتی‌های اجتماعی به عنوان مشاور آرکیدوسیان و بعداً مشاور ملی ملل متحد در UNEC (اتحادیه ملی دانش آموزان کاتولیک) به عنوان مبارز جنبش اقدام کاتولیک مبدل شد.

کار برای این جنبش به گوتیرز اجازه می‌داد تا اتصالات اساسی و فرصت‌های شبکه‌ای را بدست آورد که بعداً به انتشار الهیات رهایی کمک خواهد کرد.[1] اعضای روحانی کلیسا که قصد  ایجاد تغییرات داشتند با آغاز انقلاب کوبا در سال 1959 با مشکلات فراوانی روبرو گشتند. آن‌ها تصمیم گرفتند تا در کنفرانس CELAM(کنفرانس اسقاطی آمریکای لاتین(این واژه مربوط به کلیسای اسقفی می باشد) ) در شورای جهانگردی واتیکان(واتیکان دوم) مجموعه‌ای از جلسات از سال 1962 تا 1965 را که بر وحدت و نوسازی کلیساها متمرکز شده است را به سمت یک موضع مترقی‌تر پیش ببرند.[4] واتیکان دوم نماینده یک کنفرانس بین المللی بود که در آن چهره‌های بلند پایه مذهبی کاتولیک در سیاست کلیسا تجدید نظر کردند و در مورد فرآیندهای نوسازی  بحث کردند.[5] در سال 1968 ، CELAM با امید به حمایت از جوامع کلیسایی پایه و ادامه اصلاحات در کلیسا ، جلسه‌ای را در مدلین کلمبیا ترتیب داد[6] . در این کنفرانس بود که گوستاوو گوتیرز ابتدا در مقاله‌ای به نام “به سمت یک الهیات رهایی” اصطلاح “الهیات رهایی” را ارائه کرد که در آن وی تعهد به اقدامات را بیان کرد و اهمیت الهیات را به عنوان یک ارزیابی انتقادی مطرح ساخت  و اذعان کرد که حمایت از فقرا و مظلومان باید در زمره وظایف کلیسا قرار بگیرد.[6] مفاهیمی که در این گفتگو در سال 1968 به آن‌ها اشاره شد، بیشتر در کتاب اصلی او در سال 1971 با عنوان “الهیات رهایی” ارائه شده است. در فضایی برای افزایش اصلاحات روحانی، الهیات رهایی به عنوان روشی جدید برای” انسان بودن و مسیحی بودن “ظهور کرد. در جیبلینی گروه بزرگی متشکل از شخصیت‌های مذهبی, جنبشی را برای همسو کردن مسیحیت با نیازهای فقرا آغاز کردند.[6]

مولفه‌های اصلی الهیات رهایی بخش

الهیات آزادی به معنای درک مسیحیت و دین از طریق فرایند نجات بخش آزادی است. یک الهیات “با تأمل بر جهان متوقف نمی‌شود ، بلکه سعی می‌کند بخشی از فرآیندی باشد که از طریق آن جهان دگرگون می شود.”[3] مردم تشویق می‌شوند تا به عنوان عامل مؤثر در سرنوشت خود و در حقیقت، خود را از مرزهای بی‌عدالتی، آزاد کنند. این الهیات فراتر از مفهوم رهایی است بلکه نشان دهنده آرمان‌های مردمان مظلوم ، ابزاری برای نگاه به تاریخ و رویکرد جدید به تفسیر کتاب مقدس است[3].

در سطح اول، فقرا باید خود را از بهره برداری اقتصادی رهایی دهند. در سطح دوم، انسان با امید رهایی درصدد استفاده از اراده خویش و فهم ظلمهاییست که به او روا داشته‌اند. سرانجام در سطح کلامی، رهایی از گناه منجر به رهایی نهایی و ارتباط با خدا خواهد شد. با ورود این سه مسئله، به تشخیص شیوه‌های مختلف استفاده از آموزه‌های کاتولیک کمک کرده و فضایی را برای آزادی از نظر اقتصادی و از لحاظ معنوی به وجود آورده است.[7] الهیات آزادی بخش با ایجاد فرایندی برای غلبه بر محدودیت‌های تاریخی، امکان رهایی را در سطوح سیاسی، وجودی و کلامی ارائه دادند[7]. متکلمان رهایی بخش به جای اینکه فقط به پتانسیل زندگی پس از زندگی توجه کنند، دنبال یک زندگی رضایت بخش در زمین بودند. کلیسا با پیشنهاد “گزینه ترجیحی برای فقرا”، کار خود را گسترش داد تا مستقیماً به مبارزات افراد فقیر پرداخته و به طور ویژه برای بهبود “ظلم جسمی و روحی” تلاش کند.[7] الهیات آزادی به جای اصلاحات ناکارآمد از تلاش برای تحول سیستمی و حتی امکان انقلاب به عنوان وسیله آزاد کردن فقرا از ظلم و ستم حمایت کردند. در حالی که خشونت تشویق نمی‌شد، این به عنوان آخرین راه حل ممکن یا ضرورت انقلاب توجیه میشد.[3]برای اولین بار، کلام رسمی مذهبی از تعبیر کتاب مقدس برای ارتقاء نفوذ سیاسی و اجتماعی کلیسا در توانمندسازی فقرا استفاده کرد.

*نویسنده: امیرعلی مالکی

منابع:

 1Brown, Robert McAfee. Gustavo Gutiérrez. Atlanta: John Knox, 1980

توضیح: این کتاب نگاهی خلاقانه به زندگی یکی از بنیانگذاران الهیات آزادی، گوستاو گوتیارز ارائه می دهد. این کتاب در ابتدا به توصیف جنبش به عنوان یک جنبش مردمی می پردازد و گوتیرز را یکی از مردم می داند. این در حالیست که با ارائه یک شرح بیوگرافی صرفاً واقعگرا ، با نگاه به مضامین و الگوهای عمیق تر ، می جنگد.

.2Harper.Douglas

توضیح:واژه شناسی زبان انگلیسی بر خط

.3Gutiérrez, Gustavo. A Theology of Liberation: History, Politics, and Salvation.Maryknoll, N.Y.: Orbis, 1973.

توضیح: این کتاب گزیده ای از الهیات رهایی استکه توسط بنیانگذار جنبش، گوستاو گوتیارز نوشته شده است، این مؤلفان مهمترین مؤلفههای الهیات را ارائه می دهند که توضیحی نظری و دیدگاهی تاریخی دارند. این اثر قطعه تحولی بود که اساساً جنبه رسمی‌تر از جنبش را منتشر می‌کند.

 

 Gutiérrez, Gustavo. “Liberation Praxis and Christian Faith.” Ed. Rosino Gibellini.Frontiers of Theology in Latin America. (La Nuova Frontiera Della Teologia in America Latina, Engl.) Ed. by Rosino Gibellini. 1979.

 

توضیح: این فصل توسط بنیانگذار الهیات رهایی، گوستاو گوتیرز نوشته شده است. این قطعه عمدتاً روی عملی آزادسازی و رابطه بین عمل و ایمان مسیحی است. در این مقاله برخی از مؤلفه‌های اصلی الهیات رهایی بخش مشهود است.

6Peña, Milagros. “Liberation Theology in Peru: An Analysis of the Role of Intellectuals in Social Movements.” Journal for the Scientific Study of Religion 33.1 Mar.1994: 34-45. JSTOR.

توضیح: در این مقاله، تأثیر روشنفکران آموزش دیده اروپایی مانند گوستاوو گوتیرز بر جنبش توضیح داده شده است.

.7Tombs, David. Latin American Liberation Theology. Boston: Brill Academic, 2002.

توضیح: این کتاب گزارشی بسیار جالب از ظهور و سقوط الهیات رهایی در آمریکای لاتین ارائه می دهد. این نگاه عمیق به روشی که در آن الهیات رهایی بخش محبوبیت یافت و به طور مشابه توضیح می‌دهد که چگونه الهیات رهایی از سبک بیرون آمد. همچنین توضیحی مفصل درباره خود الهیات می‌دهد.

انتهای پیام/